اهمیت و عوامل افزایش وجدان کاری در زندگی

اهمیت و عوامل افزایش وجدان کاری در زندگی

حسین جماعتی[1]

واژگان کلیدی: وجدان، وجدان کاری، بی‌وجدانی، فعالیت‌های اجتماعی، محکم‌کاری، شکوفایی شخصیت.

مقدمه

اصطلاح «وجدان کاری» در فرهنگ اداری جامعه اسلامی به ضرورت مطرح می‌شود و باید مورد توجه مدیران و کارگران آن قرار گیرد. اما چرا بسیاری از کارکنان و مدیران جامعه، خوب کار نمی‌کنند و گاه مشکل می‌آفرینند؟ چرا از انبوه سرمایه‌ها، امکانات، نیروها، استعدادها و عمر خود به‌گونه‌ای نامنظم و ناکارآمد بهره‌برداری می‌کنند؟ چرا در انجام کارها و فعالیت‌های اجتماعی، روحیه نشاط، هدف‌داری، مسئولیت‌پذیری، امنیت، رضایت، کیفیت و جدیت وجود ندارد؟ این موضوع چه علل یا عواملی دارد؟ آیا راه‌حل‌هایی برای افزایش روحیه وجدان کاری وجود دارد؟

از آنجا كه جامعه ما، جامعه‌اي مسلمان است و فرهنگ آن بر اساس اصول و ارزش‌هاي اسلامي شكل‌گرفته، پژوهش حاضر می‌كوشد تا به اهمیت و ارزش وجدان کاری در زندگی اجتماعی و نیز موانع وجدان کاری و عوامل ایجاد و یا افزایش وجدان کاری بپردازد.

مفهوم‌ وجدان

دست پر قدرت آفرينش، گوهر گران‌بها و صادقى را در درون آدمى تعبيه كرده كه از آن به «وجدان و نفس لوامه» تعبير می‌شود. «وجدان» در لغت به معناى «يافتن حق، شعور باطن، قوه‌اى در باطن كه انسان را از نيک و بد اعمال آگاهى می‌دهد» آمده است (معین، 1360). وجدان، نيرویی ناشناخته در درون انسان، اما محسوس است و مكتب‌های گوناگون بشرى و الهى در تعريف، شناسايى و كاربرد آن، سخن‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته‌اند و جملگى بر وجود، صداقت و كارآيى آن اتفاق نظر دارند و در تمجيد از وجدان گفته‌اند:

- وجدان، بايستگی‌ها را از نباید‌ها تفكيک می‌كند؛

- وجدان، قاضى امينى است؛

- وجدان، نظارت می‌كند؛

- وجدان، راهنماى ایمن است؛

- وجدان، شكنجه می‌دهد و شكنجه می‌بيند؛

- وجدان، قطب‌نماست (جعفرى: 12 – 13).

اما به‌طور كلى، می‌توان گفت که وجدان در اصطلاح به دو معنا به‌كار می‌رود:

1. وجدان روان‌شناسى‌؛ عبارت است از قوه‌اى كه علاوه بر درک خويشتن و آگاهى به حالات درونى، ارزش اعمال انسان را نيز تعيين می‌كند؛

2. وجدان اخلاقى؛ وظيفه و كاركردى اصلى دارد و آن عبارت است از تشخيص نيک و بد اعمال. در صورتى‌كه اين ارزيابى و تشخيص، قبل از انجام دادن عمل باشد، اين وجدان را «وجدان قبلى» و مقدم می‌نامند. اما وقتى پس از انجام دادن كارها، وجدان قضاوت می‌كند و نيک و بد كارهاى انجام شده را ارزيابى می‌كند، آن‌را «وجدان بعدى» يا پسین می‌نامند (شجاعى، 1388: 310). به دیگر سخن؛ وجدان اخلاقى «عاملى درونى است كه انسان را براى نيل به ايده‌آل خويش تحريک می‌كند» (جعفری: 13). «وجدان كارى» در شاخه وجدان اخلاقى قابل بررسى است.

ارزش و اهمیت وجدان کاری

از جلوه‌های وجدان، داشتن وجدان کاری است؛ یعنی گوهر انسانيت آدمى ايجاب می‌كند كه هر فعالیت و وظایفی را كه انسان به عهده می‌گيرد به نيكوترين وجه ممكن به پايان رساند و از هرگونه سهل‌انگارى و مسامحه كارى بپرهيزد. به دیگر سخن، منظور از وجدان كارى در كوتاه‌ترين و زيباترين كلام، خوب، دقيق و كامل انجام‌دادن كار است. وجدان كارى در هر مسئوليتى آن‌قدر مهم و ضرورى است كه رسول ‌اكرم  صلی الله علیه و آله  حتى براى چيدن لحد نيز آن‌را لازم می‌داند: ابراهيم - فرزند خردسال رسول اکرم  صلی الله علیه و آله - درگذشت، وقتى او را در قبر نهادند و لحد را چيدند، رسول خدا  صلی الله علیه و آله  روزنه‌اى در لحد مشاهده كرد و با دست خود آن‌را پوشاند، سپس فرمود: «هرگاه يكى از شما كارى انجام می‌دهد، آن‌را محكم و دقيق انجام دهد» (کلینی، 1407: ‌3، 263).

عقل و دين حكم می‌كنند كه هركس كارى را كه به عهده گرفته، محكم و نيكو انجام دهد و ميان خود و ديگران تفاوتى قائل نشود و اين سخن زيباى امام على  علیه السلام را به گوش گيرد كه فرمود: «پسرم! به همه مردم نيكى و احسان كن، همان‌گونه كه دوست دارى در حق تو نيكى و احسان كنند؛ آنچه براى خود می‌پسندى، براى ديگران هم بپسند و آنچه را براى خود خوش نمی‌دارى براى ديگران هم مپسند» (مجلسی، 1406: ‌13، 52). سخن امام زيباترين نمودِ وجدان كارى را ترسيم می‌كند، به‌گونه‌اى كه اگر همه بدان عمل كنند جامه گلستان خواهد شد و برعكس، اگر وجدان كارى نباشد و افراد به سرهم‌بندى و كم‌كارى خو بگيرند، جامعه از پيشرفت باز می‌ماند و بسيارى از كارها مختل می‌شود و زيانش نصيب همه خواهد شد. امام علی  علیه السلام وجدان کاری را زینت انسان می‌داند و می‌فرماید: «زینت و زیبایی انسان به‌راستی و درستی است، نه به لباس نیکو» (تمیمی‌آمدی، 1410: 93).

بهره‌مندی از وجدان کاری، نشان‌دهنده عنایت الهی به بنده درستکار است، چنانکه حضرت علی  علیه السلام  می‌فرماید: «هرکس توفیق الهی مددکارش باشد، کار را به‌خوبی و درستی انجام می‌دهد» (همان: 617). امام علی  علیه السلام مردم را نسبت به کوتاهی در کار هشدار می‌دهد و می‌فرماید: «هركه در كار كوتاهى ورزد، بر ضعف و سستى او [در كارها] افزوده شود» (واسطی، 1376: 454). رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت وجدان کاری می‌فرماید:

هركس و در هر كجا كه هستيم، وجدان كار را در كارى كه به گردن گرفتيم و تعهد كرديم رعايت كنيم؛ چه اين‌كار شخصى يا كارى براى نان درآوردن باشد و چه كارى اجتماعى و مردمى و مربوط به دیگران باشد؛ همانند كارهاى مهم اجتماعى و مسئوليت‌هاى كشورى. همه اين امور را با برخوردارى از وجدان انجام دهيم؛ آن‌را خوب، دقيق و كامل انجام دهيم و به تعبير معروف؛ «براى كار، سنگ تمام بگذاريم».[2]

همچنین ایشان در پیام نوروزی سال 1374 به این نکته مهم چنین اشاره می‌کند: «کسانی‌که وجدان کاری دارند، کار را عملی صالح، وظیفه‌ای حقیقی، مسئولیتی اجتماعی و سیاسی و یک عبادت می‌دانند. رحمت خدا، انسان‌هایی را شامل می‌شود که وظایف خود را نیکو، محکم، متقن و صحیح انجام دهند و از سرهم‌بندی و بی‌اعتنایی به استحکام کار به‌شدت پرهیز کنند».

 لازم است بدانیم که از دست دادن فرصت‌ها و کم‌کاری در امور، نتیجه‌ای جز پشیمانی و عذاب وجدان ندارد؛ آفتی که حضرت علی  علیه السلام توجه آدمی را به آن جلب می‌کند و می‌فرماید: «هر کس [به قصد] در کار خود کوتاهی کند، به اندوه و ناراحتی گرفتار می‌شود» (نهج‌البلاغه، حکمت 127: 491). بنابراین، شایسته است که مسلمان در تمامی فعالیت‌های فردی و اجتماعی خویش، دقت و تلاش فراوانی به‌کار گیرد و با احساس مسئولیت، وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهد.

نشانه‌های انسان با وجدان

براى محک‌زدن و سنجش فعاليت وجدان، بايد دنبال نشانه‌ها و آثار آن بگرديم ازجمله:

1. پشتيبانى از وجدان‌

انسان‌هاى با وجدان همواره تلاش می‌كنند تا وجدان در همه جا حاكم گردد و بى‌وجدانى نابود شود؛ اين كسان، همواره به ديگران سفارش می‌كنند كه نگاهبان وجدان خويش باشند و از آن اطاعت كنند. مردى به نام «وابِصَه» خدمت رسول خدا  صلی الله علیه و آله  رسيد و قصد داشت درباره «بر و تقوا» - كه در آيه 2 سوره مائده آمده است- پرسش كند، اما پيش از طرح پرسش، رسول خدا  صلی الله علیه و آله  فرمود: «اى وابصه! آمده‌اى كه از بر و تقوا و اثم و عدوان پرسش كنى؟» وابصه گفت: آرى. پيامبر  صلی الله علیه و آله  دست بر سينه او زد و فرمود: «وابصه، اين پرسش را از قلب خودت بپرس؛ دل تو نيكى و بدى را خوب می‌شناسد» (مجلسی، 1403: 18، 118). سخن رسول خدا  صلی الله علیه و آله  برگرفته از اين آيه شريفه قرآن است كه می‌فرمايد: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَويها فَالْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها؛ سوگند به نفس و آنكه او را منظم ساخت و بدى و خوبى را به او الهام كرد» (شمس: 7 – 8).

2. ترجيح حق بر باطل‌

وجدان‌هاى پاک و سالم، همواره حق‌ياب و حق‌گويند و هرگز به‌سوى ياوه نمی‌گرايند و خود را به خيانت نمی‌آلايند. به تعبير امير مؤمنان  علیه السلام: «آنكه يک [وجدان] نهى‌كننده خودى داشته باشد، از سوى خدا نيز نگاهبانى خواهد داشت» (تمیمی‌آمدی، 1410: 649) و اين نگاهبان الهى همراه آن بازدارنده خودى، او را از هرگونه گرايش و عمل هرزه‌اى حفظ كرده، راهنماى او به‌سوى حق و حقيقت خواهد بود.

3. ستايش و سرزنش‌

وجدان، داور دلسوزى است كه پس از حكم نيز آدمى را رها نمی‌كند؛ اگر راه درستى را پيموده و به سودش حكم شده باشد، او را به تكرار و تداوم آن عمل نيک، تشويق و ترغيب می‌كند، اما اگر كسى در محكمه وجدان، محكوم شود، در معرض سرزنش و توبيخ مكرر او قرار می‌گيرد و پيوسته تهديد می‌شود. و راز آنكه بسيارى از جنايتكاران پس از ارتكاب جنايت، دچار، اختلال روانى و جنون می‌گردند، همین است تا آنجا كه يا خود را به پليس معرفى می‌كنند و يا خودكشى می‌کنند.

4. رشد و شکوفایی شخصيت‌

پای‌بندى به داورى وجدان، پيمودن مسير تكامل است و افرادى كه چنين باشند، در بستر كمال قرار می‌گيرند و شخصيت آنها در سايه اطاعت از وجدان، رشد و شكوفايى می‌يابد. مرحوم علامه جعفرى، ضمن بحث مستدلى درباره وجدان، می‌نويسد: «نه ثروت، نه مقام، نه نسب، نه زور بازو و نه كيفيت اجتماعى كه فرد در آنجا زندگى می‌كند و نه علم و نه جمال، نمی‌توانند عامل شخصيت انسانى بوده باشند ... عامل رشد، شكفتگى و شخصيت، منحصر به وجدان خواهد بود» (جعفری: 171 – 172).

5. محكم‌كارى‌

انسان‌هاى با وجدان، در عرصه كار و فعاليت، تمام توش و توان خويش را به‌كار می‌گيرند تا بهترين نتيجه مطلوب را به‌دست آورند و هيچ‌گاه كار را به حال خود رها نمی‌کنند، آن‌را به بهترين شكل انجام می‌دهند، دلسوزانه انجام وظيفه می‌كنند و در همه وظایف اجتماعى، دقت و استحكام و جديت را مد نظر دارند.

وجدان کاری در فعالیت‌های اجتماعی

داشتن وجدان کاری به فعالیت‌های اجتماعی ارزش و اعتبار می‌بخشد و کسانی‌که همواره در زندگی کاهلی و کم‌کاری می‌کنند، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به‌خود و اجتماع وارد می‌کنند. از بُعد فردی لقمه‌های خود را به حرام می‌آلایند و از بُعد اجتماعی چرخه کار جمعی را از حرکت می‌اندازند. در سیره امامان معصوم  علیهم السلام  توصیه‌های بسیاری برای اصلاح، به این‌گونه افراد وارد شده است، آنجا که حضرت علی  علیه السلام به خیاطی که کم‌کاری می‌کرد، فرمود: «ای خیاط، مادرت به عزایت بنشیند! نخ‌ها را سفت و محکم کن، درزها را کوچک بگیر، کوک‌ها را نزدیک به هم بزن، زیرا من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: خداوند در روز واپسین، خیاط خیانت پیشه را در حالی محشور می‌کند که لباسی که خود آن را دوخته و در آن خیانت روا داشته، بر تن کرده است. اضافه‌های پارچه را برندارید؛ زیرا حق صاحب لباس است و دست‌ها به آن آلوده می‌گردد که باعث مجازات الهی خواهد شد» (أبی‌فراس، 1410: ‌1، 42).

امام سجاد  علیه السلام در مورد وجدان کاری در تعلیم و تربیت می‌فرماید: «اگر مردم را به‌خوبی و درستی آموزش دهی و با آنان به خشونت رفتار نکنی و آنها را به ستوه نیاوری، خداوند از فضل و بخشش خود تو را برکت می‌دهد» (صدوق، 1413: ‌2، 621).

عوامل افزایش وجدان کاری

نظارت و بازرسی دقیق فعالیت‌های افراد، از عوامل کارساز در تقویت وجدان کاری کارگران، کارمندان جامعه و نیز کارگزاران دولت اسلامی است. حضرت علی  علیه السلام در اثر نظارت بر افزایش وجدان کاری به مالک اشتر می‌فرماید: «در کارهای کارگزاران، کاوش و به امور آنان رسیدگی کن و بازرس‌های درست‌کار و وفادار بر آنان بگمار؛ زیرا بازرسی مخفی تو از کارهای آنها، موجب می‌شود که ایشان امانت‌داری را پیشه خود سازند و با مردم به رفق و نرمی رفتار کنند» (نهج‌البلاغه، 1414، نامه 53: 435).

ایشان فراهم‌سازی نیازهای معیشتی کارگزاران را، از راه‌های اساسی رسیدگی به مردم و خدمت شایسته به آنان می‌داند، آنجا که فرموده است: «ارزاق و حقوق کارگزاران را فراوان ده که این‌کار، آنان را به اصلاح خودشان توانا می‌کند و همچنین آنها را از [طمع] و دست درازی به اموالی که در اختیارشان است، بی‌نیاز می‌گرداند و نیز این‌کار بر آنان حجت و دلیل است [که] اگر فرمانت را به‌کار نبستند و یا در امانت تو خیانت ورزیدند [و تو آنها را مواخذه کردی] بهانه‌ای نداشته باشند» (همان).

پیش از سپردن کارها به کارگزاران باید از دیانت، راستی و درستی آنان اطمینان داشت و آنها را آزمایش کرد، بر اساس این امام علی  علیه السلام می‌فرماید: «در کارهای کارگزارانت با دقت نگاه کن، پس از آنکه آنان را آزمایش و تجربه کردی، به کار وادار» (همان). همچنین برای اینکه ریشه ناراستی خشکانده شود و از دیگر سوی به کارگزاران صالح ارج نهاده شود، طرح تشویق نیکوکاران و تنبیه بدکاران را بیان می‌کند و می‌فرماید: «نباید نیکوکار و بدکار نزد تو جایگاهی [یکسان] داشته باشند؛ زیرا این‌کار، نیکوکاران را در نیکی و درست‌کاری بی‌رغبت می‌کند و بدکاران را به بدکاری وا می‌دارد. بنابراین، هرکدام از آنها را نسبت به کاری که انجام داده است، جزا بده» (همان: 430 – 431). بنابراین، فراهم‌کردن نیازهای معیشتی کارگزاران و واگذاری کارها به صالحان و درست‌کاران و به‌کارگیری نظام تشویق و تنبیه، از عوامل اثرگذار بر افزایش وجدان کاری است.

عوامل بی‌وجدانى‌

بيشتر انسان‌ها، با وجدان خويش سر ناسازگارى دارند، گويى موظف شده‌اند كه از داورى وجدان سرپيچى كنند و يا گمان می‌برند كه مخالفت با وجدان سعادت آنها را تأمين می‌كند! برای نمونه، در حيطه مديريت كم‌كارى، چاپلوسى، حسادت، حق‌كشى، بی‌قانونى، تقديم رابطه بر ضابطه، ستم به فرودستان، جفاى به فرادستان، افشاى اسرار سازمان، تسامح و سهل‌انگارى و هرگونه خلاف ديگر، مخالف با هر وجدان آگاهى است و نبايد به وقوع بپيوندد، اما چرا برخى انسان‌ها پا روى وجدان خويش می‌گذارند؟ چرا در برخى ديگر، وجدان در حد نابودى قرار می‌گيرد و يا دستورات وجدان وارونه انجام می‌پذيرد؟

عوامل گوناگونى، در شرايط متفاوت و افراد مختلف سبب تضعيف، انزوا و وارونه شدن وجدان کاری می‌گردند كه برخى از آنها را به اختصار توضيح می‌دهيم:

الف. ضعف ايمان‌

ايمان به‌خدا و معاد، پشتوانه محكمى براى حقايق عالم، ازجمله وجدان کاری به‌حساب می‌آيد و آنان كه چنين پشتوانه‌اى را از دست بدهند، به‌قطع وجدان خود را بی‌ياور و آن‌را آسيب‌پذير می‌کنند. تاريخ گواه است كه انسان‌هاى متدين، بيشتر پای‌بند وجدان هستند تا بی‌دينان و سست ايمان‌ها. ستم و جنايتى كه از جبهه كفر و الحاد اعمال شده، روى تاريخ را سياه كرده است و هرگز با تخلفات و گناهان دينداران قابل مقايسه نيست. قرآن‌مجيد اين حقيقت را چنين بازگو می‌كند: «وَ لاتَكُونُوا كَالذينَ نَسُوا اللهَ فَانْساهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛‌ مانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز خودشان را از يادشان برد؛ آنها فاسقانند» (حشر:‌ 19). روشن است كه اين خودفراموشى، بی‌شخصيتى و بی‌وجدانى در انجام کارها بر اثر بی‌ايمانى پديد می‌آيد.

ب. هواپرستى‌

هواوهوس نيز در مقابل وجدان قرار دارد و هركس از خواسته‌هاى نفسانى پيروى كند، ناچار بايد وجدانش را در انجام وظایف و کارها زير پا بگذارد. امام على  علیه السلام می‌فرمايد: «پيروى از خواهش نفسانى، عقل را تباه می‌کند» (تمیمی‌آمدی، 1410: 434). وجدان انسان هواپرست از كار افتاده و او به چيزى جز شهوت، شكم و منافع مادى و زودگذر در مسئولیت‌ها و فعالیت‌های کوچک و بزرگ اجتماعی نمی‌انديشد.

ج. رياست‌طلبى‌

خصلت نكوهيده رياست‌طلبى نيز از عوامل مهم بی‌وجدانى در فعالیت‌های اجتماعی است و كسى كه به‌ اين بيمارى مبتلا گردد، براى نيل به جاه و مقام، به آسانى وجدانش را زير پا می‌گذارد. بسيارى از زد و بندهاى سياسى، جنگ و غارت‌ها، كشتار بی‌گناهان، انهدام شهرها و كشورها و ... كه بدترين نوع بی‌وجدانى است، پيامد شوم رياست‌طلبى است. همچنين، خوى رياست‌طلبى سبب خانه‌نشينى، اخراج، تبعيد، زندانى و كشتار مديران لايق و رهبران شايسته در طول تاريخ شده است. برای نمونه؛ هارون الرشيد- خليفه عباسى- در سخنان خصوصى خود به فرزندش – مأمون - می‌گويد: حق حكومت و خلافت از آنِ ‌حضرت موسى بن جعفر  علیهم السلام  است؛ اما من هرگز از آن، كناره‌گيرى نمی‌كنم و تو را نيز می‌کشم كه فرزندم هستى، اگر سر ناسازگارى داشته باشى!» (مجلسی، 1403: 48، 131).

د. ثروت‌اندوزى‌

اين خوى شيطانى نيز با وجدان آدمى سر ستيز دارد و او را وادار می‌كند تا در راه جمع ثروت، بسيارى از فرامين وجدان را زير پا بگذارد؛ حرام‌خوارى، احتكار، سرقت، رشوه، گران‌فروشى، ايجاد بازار سياه، زدوبندهاى اقتصادى، دروغ و تزوير در دادوستد، بی‌توجهى به مستمندان و گرسنگان و ... كه هر روز و هر ساعت به‌دليل كسب سود بيشتر، در جامعه تكرار می‌شوند، از آثار زير پا گذاشتن وجدان است.

 

نتیجه‌گیری

1. موفقيت در کار و فعالیت‌های اجتماعی و شغلی در گرو داشتن نيروي انساني كارآمد و خوب است. اگر نيروي انساني در این مسیر به‌طور شايسته كار كند، خدمات موردنظر به‌شکل مناسب به جامعه عرضه می‌گردد و از اين رهگذر، مردم و کارگزاران و کارکنان هم به اهداف خود دست خواهند يافت و هم در ارتباط خود با محيط و مشتريان و مراجعانشان موفق می‌شوند. از راهبردهاي اساسي دستيابي به این اهداف، نهادينه‌شدن وجدان كاري است.

2. بهترين و ضروری‌ترین عامل افزایش وجدان کاری‌، حاكم ساختن اصول و ارزش‌هاي اساسي اسلامي؛ مانند ایمان به‌خدا، نیکوکاری و ... درباره انسان است. وجود و حضور مستمر اين چرخه، زمينه‌ساز نهادينه و ملكه‌شدن وجدان كاري و تبديل آن به يك عنصر تغييرناپذير شخصيت افراد کارگزاران و کارکنان است.

فهرست منابع

1.  قرآن‌کریم

2.  نهج البلاغه

3.  تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد (1410ق) غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم.

4.  جعفرى، محمدتقى (بی‌تا) وجدان، انتشارات اسلامى.

5.  شجاعى، محمدصادق‌ (1388ش) درآمدى بر روان‌شناسى تنظيم رفتار با رويكرد اسلامى‌، قم، دار الحديث‌، چاپ اول.

6.  صدوق، محمد بن على‌ (1413ق) من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم.

7.  کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق)  الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم.

8.  مجلسی، محمدباقر (1403ق) بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم.

9.  مجلسی، محمدتقی (1406ق) روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ‌قم، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، چاپ دوم.

10.   معین، محمد (1360ش) فرهنگ معين، تهران، انتشارات: امیر کبیر، چاپ چهارم.

11.   ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی (1410ق) تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورام، قم، مکتبة الفقیه، چاپ اول.

 



[1]. پژوهشگر

[2]. روزنامه جمهورى اسلامى، تاريخ 6/ 1/ 73.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جايگاه انسان كامل در نظام هستي از منظر عرفا

جايگاه انسان كامل در نظام هستي از منظر عرفا

اين نوشتار با روش توصيفي-تحليلي به جايگاه انسان كامل در نظام هستي ا ز منظر عارفان مسلمان پرداخته است. از منظر آنان انسان كامل، خليفه حق‌تعالي، قطب عالم امكان و واسطه دريافت فيض از حق‌تعالي است. به عقيده بسياري از عرفا، انسان كامل به منزله روح عالم هستي مي‌ماند؛ همان‌گونه که روح امور بدن را تدبير مي‌كند، انسان كامل هم امور عالم را تدبير مي‌نمايد؛ گرچه به لحاظ بشري خود وي توجه نداشته باشد. هرگاه انسان كامل از عالم دنيا به عالم آخرت منتقل شود، خزائن الهي نيز به آن عالم منتقل خواهند شد، بساط عالم ماده جمع خواهد شد و رستاخيز قيام خواهد كرد. اين باور اهل تصوف، با عقايد شيعي، بسيار هماهنگ است؛ زيرا روايات شيعي نيز در اين معنا، صراحت دارد كه هرگاه حجت خدا از روي زمين ارتحال يابد، زمين متلاشي خواهد شد؛ ويژگي‌هاي كه از زبان اهل تصوف براي اهليبت بيان شده است، حاكي از اين مطلب است كه از منظر آنان انسان كامل، منطبق بر اهلبيت (ع) مي‌شود.
حقيقت متعالي و تعينات آن

حقيقت متعالي و تعينات آن

حقيقت متعالي، حقيقتي است كه از هر قيدي رها است؛ از اين حقيقت به غيب الغيوب و هويت مطلقه و وجود من حيث هو هو، نيز تعبير كرده‌اند. اين حقيقت در مرتبه اطلاق هيچ حكمي را نمي‌پذيرد، به همه موجودات نسبت يكسان دارد؛ اما از لازمه آن، علم به ذات و شعور به كمال ذاتي و اسمائي است. علم به ذات موجب، افتادن بي‌تعين در دام تعين مي‌شود.
جایگاه عقل در نظام سلوکی عرفا

جایگاه عقل در نظام سلوکی عرفا

عقل در نظام سلوکی عرفا، دارای دو جایگاه مجزا است. عقل در مراحل ابتدایی سلوک هدایتگر، راهگشا و روشنگر است؛ اما در مراحل عالی‌تر سلوکشان هدایتگری و راهبری از عقلانیت و تعقل جدا می‌شود؛ در این راستا باید توجه داشت که منزلت عقل نفی نمی‌شود، بلکه عقلانیت در صیرورت وجودی عارف به امری فراعقلی و نه غیرعقلی تبدّل و تحول می‌یابد. متاسفانه نزد برخی راهروان طریق سلوک این امر به مثابه ضد عقلی بودن تعالیم عرفانی تلقی می‌شود، حال آن‌که میان امر فراعقلی و امر غیر عقلی تفاوت و تمایز معناداری است که می بایست مورد توجه و تأمل عرفان پژوهان و سالکان راه قرار گیرد؛ در این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم انسان‌شناختی و وجودشناختی مفهوم عقل، به تفاوت و تمایز میان این دو ساحت اشاره و لوازم معرفت شناختی آن استخراج خواهد شد.
الگو رویش اعتقادی افراد و جریانات از منظر قرآن کریم

الگو رویش اعتقادی افراد و جریانات از منظر قرآن کریم

قرآن کریم با استفاده از آیات خویش انسان را به‌سوی کمال سوق می‌دهد؛ پس باید بر طبق این فرمان‌ها روند زندگی را در مسیر رویش قرارداد. با بررسی و تحلیل الگوی رویش می‌توان اصلی‌ترین نقش را در خود فرد و آن جامعه جستجو کرد که ایمان را در درون خویش حس نمودند و فطرتشان علی‌رغم، القائات منفی افراد دیگر، ایشان را به این مسیر نزدیک نمودند، مانند همسر فرعون که با توجه به محیطی دور از معنویات، به دیندار شد...

پر بازدیدترین ها

رشد معنوی انسان از منظر قرآن و حدیث

رشد معنوی انسان از منظر قرآن و حدیث

این پژوهش نشان می‌دهد که ایجاد رابطه درست بین فرد و مسائل خود، ایجاد رابطه درست بین فرد و دیگران و ایجاد رابطه با خدا و کسب آرامش در پرتو آن از آثار رشد معنوی است؛ همچنین، تفکر، ایمان، انجام خوبی و ترک زشتی از علل رشد معنوی و جهل، کفرورزی و پیروی از شهویات از موانع رشد معنوی است.
آسیب‌ها و تهدیدهای اختلافات مذهبی در جهان اسلام

آسیب‌ها و تهدیدهای اختلافات مذهبی در جهان اسلام

مقاله حاضر ضمن بررسی فلسفه تفاوت‌ها و تنوع‌های میان انسان‌ها، تنوع و اختلاف از دیدگاه اسلام و انواع اختلافات مذهبی را تبیین و سپس به عوامل پیدایش اختلاف و تفرقه مذاهب را به لحاظ درونی و بیرونی پرداخته و نتایج و آثار ناشی از آن را بیان می‌کند...
حقیقت یوگا

حقیقت یوگا

در این مقاله با تکیه بر اصلی‌ترین متن یوگا، یعنی یوگاسوتره، حقیقت یوگا بررسی شده است و رابطه آن با آیین هندوییسم، اهداف و آثار آن مورد بررسی قرار گرفته است...
سنخ‌شناسی عشق در اندیشه‌ی مولوی و کریشنا مورتی

سنخ‌شناسی عشق در اندیشه‌ی مولوی و کریشنا مورتی

عشق در عرفان مولوي و کریشنامورتی اهميت والايي دارد؛ مولوی و کریشنا ویژگی‏‌هایی را برای عشق شمرده‏‌اند...
Powered by TayaCMS