شش خصلت بی زبان

شش خصلت بی زبان

ابراهیم [ادهم] نشسته بود. مردی بیامد و گفت: ای شیخ! من بر خود بسی ظلم کرده‌ام، مرا سخنی بگوی تا آن را امام[1] خود سازم.

ابراهیم گفت: اگر از من شش خصلت قبول کنی، بعد از آن، هیچ تو را زیان ندارد، اوّل آن است که چون معصیتی خواهی کرد، روزی او مخور.

او گفت: هر چه در عالم است رزق اوست: من از کجا خورم؟

ابراهیم گفت: نیکو بود که رزق او خوری و در وی عاصی باشی؟

دوّم آن که چون معصیتی خواهی کرد، از ملک [2] خدای، تعالی بیرون شو.

گفت: این سخن دشوارتر است. چون مشرق و مغرب بلاد الله[3] است. من کجا روم؟

ابراهیم گفت: نیکو بود که ساکن مُلک او باشی و در وی عاصی باشی؟ سیّوم آن که چو معصیتی کنی، جائی کن که خدای، تعالی، تو را نبیند.

مرد گفت: این چگونه باشد؟ که او عالم الاسرار[4]است.

ابراهیم گفت: نیکو بود که رزق او خوری و ساکن بلاد او باشی و از او شرم نداری و در نظر او معصیت کنی؟ چهارم آن است که چون مَلَک الموت به قبض جان[5] تو آید، بگو که مهلتم ده تا توبه کنم.

گف: او از من این قبول نکند.

گفت: پس چون قادر نیستی که مَلَک الموت را یک دم از خود دور کنی، تواند بود که پیش از آن که بیاید توبه کنی. پنجم چون منکر و نکیر بر تو آیند، هر دو را از خود دفع کنی.[6]

گفت: پس جواب ایشان را اکنون آماده کن. ششم آن است که فردای قیامت که گنهکاران را به دوزخ برند، تو مرو.

گفت: امکان باشد که من با فرشتگان برآیم؟ پس گفت: تمام است این چه گفتی و در حال توبه کرد.

برگرفته از تذکرة الاولیاء


 پی‌نوشت‌ها

[1] ـ امام: پیشوا؛ سر مشق.

[2] ـ مُلک: فرمان روائی؛ مملکت.

[3] ـ بلاد الله: سرزمین خدا؛ شهرهای خدا.

[4] ـ عالم الاسرار: دانای رازها.

[5] ـ قبض جان: گرفن جان.

[6] ـ دفع کردن: راندن.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

سرمقاله

سرمقاله

علت شناسي جنبش‏هاي نوپديد ديني

علت شناسي جنبش‏هاي نوپديد ديني

در این مقاله تلاش میشود تا به بررسی جنبش‌های نوپدید دینی به عنوان محصول جهانی‌شدن در حوزه معنویت پرداخته شود.
بررسي تناسخ از ديدگاه سهروردي

بررسي تناسخ از ديدگاه سهروردي

بررسي ديدگاههاي دو تن از رهبران جنبشهاي معناگراي نوظهور، پائولوكوئليو و اشو درباره عقل و شرع با رويكردي انتقادي و برپايهي معارف معنوي و مباني عرفان اسلامي
 آسيب‏ شناسي عشق در معنويت‏هاي نوظهور (مطالعه‏ ي موردي اشو و پائولوکوئليو)

آسيب‏ شناسي عشق در معنويت‏هاي نوظهور (مطالعه‏ ي موردي اشو و پائولوکوئليو)

عشق در بیشتر داستانهای کوئلیو معطوف به جنس مخالف است و در مابقی آنها نیز متعلقی ناسوتی دارد. عشقی را که اشو ترویج میکند و قابل احترام میداند، هیچگونه متعلقی ندارد و بسیار مطلق و مبهم است. عشق مورد نظر او سمت و جهتی نداشته و متوجه هیچکس نیست.
مسأله زن و زناشويي در عرفان اسلامي

مسأله زن و زناشويي در عرفان اسلامي

این مقاله برآن است تا نشان دهد عرفان اسلامی تحت تعلمیات پیامبر اکرم- نگاهی متعالی در عین اعتدال و همراهی با فطرت در مساله زن و زناشویی ارائه کرده است.

پر بازدیدترین ها

مسأله زن و زناشويي در عرفان اسلامي

مسأله زن و زناشويي در عرفان اسلامي

این مقاله برآن است تا نشان دهد عرفان اسلامی تحت تعلمیات پیامبر اکرم- نگاهی متعالی در عین اعتدال و همراهی با فطرت در مساله زن و زناشویی ارائه کرده است.
نسبت خدا و انسان در عرفان

نسبت خدا و انسان در عرفان

انسان در نظام عرفان اسلامی، جایگاه ویژه و برجسته‌ای دارد؛ به طوری‌که او را به‌گونه‌ی ممتازی از دیگر مخلوقات متمایز ساخته است. انسان با برخورداری از جامعیت اسماء الهی، به مثابه آیینۀ تمام نمای آفریدگار جهان هستی است
بررسي تناسخ از ديدگاه سهروردي

بررسي تناسخ از ديدگاه سهروردي

بررسي ديدگاههاي دو تن از رهبران جنبشهاي معناگراي نوظهور، پائولوكوئليو و اشو درباره عقل و شرع با رويكردي انتقادي و برپايهي معارف معنوي و مباني عرفان اسلامي
سرمقاله

سرمقاله

علم و معنويت؛ همگرايي يا واگرايي

علم و معنويت؛ همگرايي يا واگرايي

مقاله حاضر به بررسي وجوه همگرايي يا واگرايي بين علم و معنويت مي‌پردازد. موضوع ارتباط یا جدایی بین علم و معنویت از گذشته وجود داشته و در حال حاضر نیز منشأ بحث‌های فراوانی بین اندیشمندان است.
Powered by TayaCMS