نقش معلم در پرورش شخصیت کودک

نقش معلم در پرورش شخصیت کودک

معاوية بن ابی سفیان برای اینکه چند روزی کرسی خلافت را اشغال نماید و بر مردم فرمانروایی کند به این گناه عظیم و نابخشودنی دست زد و به حضرت علی بن ابی طالب که مثل اعلای ایمان و انسانیت بود نسبتهای ناروایی داد!

معاوية بن ابی سفیان بر خلاف اصول انسانی و اسلامی، آن حضرت را به ترک فرایض و انحراف از صراط مستقیم دیانت متهم نمود. قسمت مهمی از بیت المال را همه ساله صرف تبلیغات خائنانه خود می‌کرد. تمام مأمورین لشکری و کشوری را موظف نمود که در سخنرانی‌های خویش پس از حمد خداوند و درود بر رسول اکرم، آن حضرت را به بدی یاد کنند! خطبا در منابر و معلمین در مدارس و خلاصه اکثر مردم در تمام مجامع و مجالس، سب آن حضرت را از وظایف خود دانسته و این عمل نادرست، سرلوحه تمام برنامه های مأمورین بود!

سراسر کشور، مردان شریف و با ایمان بسیاری بودند که علی(ع)  را به‌خوبی می‌شناختند و از مکر و خیانتکاری معاویه آگاهی داشتند؛ ولی از ترس جان، سخن نمی‌گفتند و جرأت نداشتند راز دل را آشکار نمایند. بعضی از آنان که در مواقع و شرایط مخصوصی در کمال و صراحت، مراتب ارادت و ایمان خود را نسبت به آن حضرت ابراز کردند با وضع فجیع و دلخراشی به دست معاویه یا عمال جنایتکارش کشته شدند این بدعت خائنانه چنان در قلوب طبقات مختلف کشور ریشه کرد که پس از مرگ معاویه، سالیان دراز، مردم به این انحراف عقیده گرفتار بودند و سب آن حضرت در جامعه به صورت یک وظیفه مذهبی در آمده بود. زمانی که عمر بن عبدالعزیز به مسند خلافت تکیه کرد و زمام امور کشور پهناور اسلام را در دست گرفت، با عزمی ثابت و تزلزل ناپذير برای ریشه کن کردن این ننگ بزرگ تاریخی، قیام کرد.

ابتدا با روش مدبرانه‌ای وزرا و افسران ارشد خود را با خویش موافق نمود و در این راه، زحمت بسیار کشید، سپس به کلیه فرماندهان و مأمورین عالی رتبه در سراسر کشور دستور داد که احدی حق ندارد على (ع) را به بدی یاد کند و متخلف از این دستور باید مجازات شود. عمر بن عبدالعزيز با پشتکار و جدیت شبانه‌روزی، سرانجام موفق شد این لکه ننگ را از دامن کشور اسلام پاک کند و جامعه مسلمین را از پلیدی این بدعت خائنانه نجات بخشد. عمر بن عبدالعزیز در اثر این خدمت بزرگ، محبوبیت عظیمی در ملت خود به دست آورد و در تمام محافل، مردم از وی مدح و تمجید می کردند.

این مبارزه مقدس که وضع تمام ملت اسلام را عوض کرد، سیاست کشور را تغییر داد، ناشی از تصمیم قاطع خليفة ميل بن عبدالعزیز بود و او خود، منشا این تصمیم را مربوط به دوران خویش و در اثر شنیدن یک جمله کوتاه از معلم خود دانسته است شرح جریان را از زبان خود او بشنوید:

عمر بن عبدالعزیز می گوید: من در مدينه علم تحصیل می‌کردم ملازم خدمت عبید الله بن عبدالله بن عتبة بن مسعود بودم. به او خبر رسیده بود که من نیز مانند سایر بنی امیه سب على(ع) می‌کنم.

روزی به محضر او آمدم، مشغول نماز بود، نشستم تا نمازش تمام شود. پس از فراغت به من توجهی کرد و فرمود: از کجا دانستی که خداوند بر اصحاب بدر و بیعت رضوان غضب کرده است پس از آنکه از آنان راضی شده بود؟ گفتم: من چنین سخنی نشنیده‌ام. فرمود: این چیست که از تو به من درباره حضرت على (ع) خبر داده‌اند؟ گفتم: از را ترک گفتم. پیشگاه خداوند بزرگ و از شما پوزش می‌طلبم و از آن تاریخ سب على (ع) را ترک کردم.

سؤال و جوابی که بین استاد و شاگرد در مدینه رد و بدل شد خیلی کوتاه بود، هیچیک از آن دو نفر تصور نمی‌کردند که این چند جمله، منشأ یک انقلاب عظیمی در کشور اسلام شود. ولی آن روز گفته استاد مانند سکه، در دل کودک نقش بست و طفل را تحت تأثیر قرار داد. چند سالی گذشت، کودک بزرگ شد و در ردیف مردان بارز اجتماع قرار گرفت، پیش آمدهای غیر منتظره و حوادث گوناگون، تحولات عظیمی در کشور به وجود آورد و کودک آن روز را بر کرسی خلافت مستقر نمود و زماماداره میلیونها مردم را به دست او داد!

گفته معلم به منزله بذری بود که آن روز در دل کودک پاشیده شد، شرایط زمامداری و ریاست، آن بذر را پرورش داد و سرانجام به صورت خرمن سعادتی درامد و میلیونها مردم، از آن بهره برداری کردند و از بدعت ننگین سب علی بن ابی طالب علیه السلام خلاص شدند.

منبع. داستان‌ها و حکایت‌های پنداموز.ص182.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

جايگاه انسان كامل در نظام هستي از منظر عرفا

جايگاه انسان كامل در نظام هستي از منظر عرفا

اين نوشتار با روش توصيفي-تحليلي به جايگاه انسان كامل در نظام هستي ا ز منظر عارفان مسلمان پرداخته است. از منظر آنان انسان كامل، خليفه حق‌تعالي، قطب عالم امكان و واسطه دريافت فيض از حق‌تعالي است. به عقيده بسياري از عرفا، انسان كامل به منزله روح عالم هستي مي‌ماند؛ همان‌گونه که روح امور بدن را تدبير مي‌كند، انسان كامل هم امور عالم را تدبير مي‌نمايد؛ گرچه به لحاظ بشري خود وي توجه نداشته باشد. هرگاه انسان كامل از عالم دنيا به عالم آخرت منتقل شود، خزائن الهي نيز به آن عالم منتقل خواهند شد، بساط عالم ماده جمع خواهد شد و رستاخيز قيام خواهد كرد. اين باور اهل تصوف، با عقايد شيعي، بسيار هماهنگ است؛ زيرا روايات شيعي نيز در اين معنا، صراحت دارد كه هرگاه حجت خدا از روي زمين ارتحال يابد، زمين متلاشي خواهد شد؛ ويژگي‌هاي كه از زبان اهل تصوف براي اهليبت بيان شده است، حاكي از اين مطلب است كه از منظر آنان انسان كامل، منطبق بر اهلبيت (ع) مي‌شود.
حقيقت متعالي و تعينات آن

حقيقت متعالي و تعينات آن

حقيقت متعالي، حقيقتي است كه از هر قيدي رها است؛ از اين حقيقت به غيب الغيوب و هويت مطلقه و وجود من حيث هو هو، نيز تعبير كرده‌اند. اين حقيقت در مرتبه اطلاق هيچ حكمي را نمي‌پذيرد، به همه موجودات نسبت يكسان دارد؛ اما از لازمه آن، علم به ذات و شعور به كمال ذاتي و اسمائي است. علم به ذات موجب، افتادن بي‌تعين در دام تعين مي‌شود.
جایگاه عقل در نظام سلوکی عرفا

جایگاه عقل در نظام سلوکی عرفا

عقل در نظام سلوکی عرفا، دارای دو جایگاه مجزا است. عقل در مراحل ابتدایی سلوک هدایتگر، راهگشا و روشنگر است؛ اما در مراحل عالی‌تر سلوکشان هدایتگری و راهبری از عقلانیت و تعقل جدا می‌شود؛ در این راستا باید توجه داشت که منزلت عقل نفی نمی‌شود، بلکه عقلانیت در صیرورت وجودی عارف به امری فراعقلی و نه غیرعقلی تبدّل و تحول می‌یابد. متاسفانه نزد برخی راهروان طریق سلوک این امر به مثابه ضد عقلی بودن تعالیم عرفانی تلقی می‌شود، حال آن‌که میان امر فراعقلی و امر غیر عقلی تفاوت و تمایز معناداری است که می بایست مورد توجه و تأمل عرفان پژوهان و سالکان راه قرار گیرد؛ در این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم انسان‌شناختی و وجودشناختی مفهوم عقل، به تفاوت و تمایز میان این دو ساحت اشاره و لوازم معرفت شناختی آن استخراج خواهد شد.
الگو رویش اعتقادی افراد و جریانات از منظر قرآن کریم

الگو رویش اعتقادی افراد و جریانات از منظر قرآن کریم

قرآن کریم با استفاده از آیات خویش انسان را به‌سوی کمال سوق می‌دهد؛ پس باید بر طبق این فرمان‌ها روند زندگی را در مسیر رویش قرارداد. با بررسی و تحلیل الگوی رویش می‌توان اصلی‌ترین نقش را در خود فرد و آن جامعه جستجو کرد که ایمان را در درون خویش حس نمودند و فطرتشان علی‌رغم، القائات منفی افراد دیگر، ایشان را به این مسیر نزدیک نمودند، مانند همسر فرعون که با توجه به محیطی دور از معنویات، به دیندار شد...

پر بازدیدترین ها

رشد معنوی انسان از منظر قرآن و حدیث

رشد معنوی انسان از منظر قرآن و حدیث

این پژوهش نشان می‌دهد که ایجاد رابطه درست بین فرد و مسائل خود، ایجاد رابطه درست بین فرد و دیگران و ایجاد رابطه با خدا و کسب آرامش در پرتو آن از آثار رشد معنوی است؛ همچنین، تفکر، ایمان، انجام خوبی و ترک زشتی از علل رشد معنوی و جهل، کفرورزی و پیروی از شهویات از موانع رشد معنوی است.
آسیب‌ها و تهدیدهای اختلافات مذهبی در جهان اسلام

آسیب‌ها و تهدیدهای اختلافات مذهبی در جهان اسلام

مقاله حاضر ضمن بررسی فلسفه تفاوت‌ها و تنوع‌های میان انسان‌ها، تنوع و اختلاف از دیدگاه اسلام و انواع اختلافات مذهبی را تبیین و سپس به عوامل پیدایش اختلاف و تفرقه مذاهب را به لحاظ درونی و بیرونی پرداخته و نتایج و آثار ناشی از آن را بیان می‌کند...
حقیقت یوگا

حقیقت یوگا

در این مقاله با تکیه بر اصلی‌ترین متن یوگا، یعنی یوگاسوتره، حقیقت یوگا بررسی شده است و رابطه آن با آیین هندوییسم، اهداف و آثار آن مورد بررسی قرار گرفته است...
جهانی شدن، دین و چالش های دینی

جهانی شدن، دین و چالش های دینی

رابطه ی بین دین و جهانی شدن به چه نحو است؟ مذهب چگونه در چشم انداز جهان گرایانه جای می گیرد؟ آیا جهانی شدن ...
Powered by TayaCMS